فریاد العطش - شعر آیینی - امام زمان
بافتن - علی اکبر لطیفیان - اشعار جمعه ها (قسمت شصت و ششم)

((يا ايها العزيز مسنا واهلنا الضر وجئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الكيل وتصدق علينا ان اللة يجزي المتصدقين))
مزرعه ی عاشقان به بار می آید
گریه ی ما یک زمان به کار می آید
این دل پاییزیَم علامت خوبی است
بعد خزان نوبت بهار می آید
پای برهنه کنار جاده نشستم
منتظرم ، یعنی آن سوار می آید؟
اهل کرم بر فقیر سخت نگیرند
مطمئنم با دلم کنار می آید
حرف بزرگان ما دو تا شدنی نیست
او که بگوید ، سر قرار می آید
بافتن شعر ما به خاطر یار است
خب چه بگوییم جای (( یار می آید )) ؟
علی اکبر لطیفیان


کلمات کليدي: جمعه نوشتها - غزل - امام زمان - ع - شعر امام زمان - عج - غزل انتظار - شعر انتظار - علی اکبر لطیفیان


 

نوشته شده در 90/10/30 در موضوع جمعه نوشتها - لينک ثابت


نوافل - علی اکبر لطیفیان - اشعار جمعه ها (قسمت شصت و پنجم)

((يا ايها العزيز مسنا واهلنا الضر وجئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الكيل وتصدق علينا ان اللة يجزي المتصدقين))
نوشته اند دلم را برای خون جگری
بدون گریه زمانه نمی شود سپری
نیازمندِ تکامل ، به گریه محتاج است
درخت آب ندیده نمی دهد ثمری
دو فیض ، توشه ی راه سلوک عاشق هست:
توسل سحری و عنایت سحری
هزار نافله خواندن چه فایده دارد
اگر نداشته باشد به عاشقان نظری؟
به هر دری که زدم باز پشت در ماندم
بس است در زدن من ، بس است در به دری
برای بنده خریدن بیا سر بازار
چه خوب می شود این مرتبه مرا بخری
بدون تو چه بلاها که بر سرم آمد
چه حاجت است به گفتن، خودت که با خبری
همیشه خیر قنوت تو می رسد به همه
اگر چه نام مرا در نوافلت نبری
خودت برای ظهورت دعا کن و برگرد
دعای من به خودم هم نمی کند اثری
یگانه منتقم خون کربلا برگرد
قسم به عمه ی مظلومه ات بیا برگرد
علی اکبر لطیفیان


کلمات کليدي: جمعه نوشتها - غزل - امام زمان - ع - شعر امام زمان - عج - غزل انتظار - شعر انتظار - علی اکبر لطیفیان


 

نوشته شده در 90/10/23 در موضوع جمعه نوشتها - لينک ثابت


همه ساکت ... - میلاد عرفان‌پور - اشعار جمعه ها (قسمت شصت و چهارم)

((يا ايها العزيز مسنا واهلنا الضر وجئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الكيل وتصدق علينا ان اللة يجزي المتصدقين))
دنیا بد است ، بی‌تو مکان بدی شده‌ست
ای صاحب زمانه! زمان بدی شده‌ست
حتی پیامی از تو به اینجا نمی‌رسد
بعد از تو باد ، نامه‌رسان بدی شده‌ست
برگرد ، تا هوای زمین را عوض کنی
حالا که نیستی ، خفقان بدی شده‌ست
حالا که نیستی ، همه ساکت نشسته‌اند
حتّی زبان شعر ، زبان بدی شده‌ست
ساعت ، به سرعت و نگران پیش می‌رود
این تیک تاک‌ها ، هیجان بدی شده‌ست
دست مرا بگیر که یخ زد بدون تو
جان مرا بگیر که جان بدی شده‌ست
میلاد عرفان‌پور


کلمات کليدي: جمعه نوشتها - غزل - امام زمان - ع - شعر امام زمان - عج - غزل انتظار - شعر انتظار - میلاد عرفان‌پور


 

نوشته شده در 90/10/15 در موضوع جمعه نوشتها - لينک ثابت


...



RSS

فرياد العطش