به نام خدا...

نبى به بوى بهشتى تو ارادت داشت

على به جلوه ی هر روزه ی تو عادت داشت

 

كدام نور ز مصراع بيت تو جوشيد؟

كه شعله هم به در خانه‏ات ارادت داشت

 

براى خاطر حيدر به تازيانه نشست

كدام دست چنان دست تو عبادت داشت؟

 

براى ضربه ديگر به ديدنت آمد

كه گفته دشمن تو نيّت عيادت داشت؟

 

پس از تو اى گل نشكفته پرپر اين بلبل

ز شام تا به سحر ناله‏ها به يادت داشت

 

قسم به سوره خاكى چادرت بانو

به درك قدر تو بايد فقط سعادت داشت

 

رضا جعفری