گفت و گو - شعر شهادت حضرت زهرا(س)(قسمت یازدهم) - وصال شیرازی
بسم الله...
مى گفت: يا على! بكن از خود بِحِل مرا
گفت: اى عزيز جان! مكن از خود خجل مرا
گفتا: مرا به گِل كن و آبى ز ديده پاش!
گفتا: چه كار بى تو به اين آب و گل مرا؟!
گفتا: مرا ز دل مبر و، ياد كن مرا
گفتا: بلى، اگر نرود با تو دل مرا!
گفتش: بدى كه ديده اى، از لطف درگذر
گفت: اى خوشى نديده! تو خود كن بِحِل مرا
گفتش كه: مهر مگسل ازين كودكان من
گفت: ار گذارد اين اَلم جان گسل مرا
اين گفت و جستجوى حسين و حسن نمود
آغوش از دو گل، چمن ياسمن نمود
وصال شیرازی
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۱/۳۱ ساعت توسط
|