به نام خدا

‏دل آسمان میل دارد ببارد
‏خرابه نشینی ما گریه دارد
سرانگشت مشکل گشایم ضعیف است
‏که خار ازکف پای من در بیارد
الا خیزران خورده­ی مجلس طشت!
‏غم تو گلوی مرا می­فشارد
بیا تا تماشا چیانت نگویند
که این طفل آواره بابا ندارد
عجب روزگار عجیب و غریبیست
‏یهودی مرا خارجی می شمارد
سعید حدّادیان