به نام خدا

اگر چه ایل و تبار مرا به همراهت...
برو حسین که دست خدا به همراهت
دعای حرز لبم را به گردنت بستم
برو حسین که این بوسه ها به همراهت
تویی که جان مرا میبری به همراهت
نمیبری بدنم را چرا به همراهت؟
فدای موی بلندت شوم که دست نسیم
چگونه می زند این نظم را به هم راحت
برو که با خبری من چگونه می آیم
برای یافتنت تا کجا به همراهت
فقط کنار تنت نیمی از مرا بگذار
که نیم دیگر من تا خرابه همراهت...
دلی دوتا و  قد و قامتی دوتا تر از آن
برو که من شده ام چندتا به همراهت
نگفته بودی اگرسمت خیمه ها برگرد
می آمدم به خدا بی هوا به همراهت
تو دور می شوی اما هنوز اینجایی
برای آنکه نبردی مرا به همراهت
حسین رستمی