گرفتار توام - غزل - شعر شهادت حضرت مسلم علیه السلام - علی انسانی - شور محرّم7
به نام خدا
گر چه ای یار! اسیر کف اغیار توام
نی گرفتار عدو بلکه گرفتار توام
نام تو وِردِ زبانم به سرِ دار شده ست
تو علی هستی و من میثم تمّار توام
می زند خصم مرا طعنه ولی غافل از آن
بر سرم نیست هوایی که هوادار توام
دستم از پشت اگر بسته، دگر قطع نشد
فکر انگشت تو و دست علمدار توام
گر شکافی لب من خورده دگر چوب نخورد
در غم چوب یزید و لب خونبار توام
دشمنم آب دهد لیک ننوشم هرگز
گرچه لب تشنه ولی تشنۀ دیدار توام
علی انسانی
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۸/۱۸ ساعت توسط
|