روبرو - شعرعاشورا - شعر شهادت امام حسین(ع) - شعر حضرت زینب(س) - مهدی رحیمی - شورمحرّم64
بسم الله الرّحمن الرّحیم
روبروی لشکری از شمر تنها ایستاد
کوه را بر شانه هایش داشت امّا ایستاد
گرچه لبهایش کویری بود لبریز از عطش
تشنگی را سوخت در خود مثل دریا ایستاد
کوفه خونش خواب رفت و لال شد آنجا که زن
پرده را از چهرهاش برداشت، مولا ایستاد
حرف سرخش را تبسّم بست بر چشم افق
تا ابد چون هر غروبی سرخ برپا ایستاد
دست دور شعلهی خون حسینش حلقه کرد
سوخت امّا شعله ای از کربلا را ایستاد
مهدی رحیمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۸/۲۲ ساعت توسط
|