بسم الله الرّحمن الرّحیم
بین دو نهر آب ، تشنه
غرقه به خون ، بی تاب ، تشنه
واجب : جدایی سر از تن
از باب استحباب : تشنه
گهواره ها ! دیگر نجنبید
امکان ندارد خواب ، تشنه
تیری نگاهش سمت مشک است
آماده ی پرتاب ، تشنه
چشم اولی الابصار ، خونین
کام اولی الالباب ، تشنه
حیّ علی حیّ علی خون
گودال تا محراب ، تشنه
"انّا عَرَضنا " روی نیزه است
تفسیر شد أحزاب ، تشنه
یا لَیتَنی کُنتُ مَعَک ، آه !
جاماندم از اصحاب ، تشنه
زهرا بشری موحّد